هنگام مرگ چادر سیاهی بر رول تابوتم بکشید تا همه بدانند که دست
خالی از دنیا رفته ام . دستانم را از تابوت بیرون بگذاریدتا همه بدانند که
دست خالی از دنیا رفته ام . چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند که
چشم براه عزیزی بوده ام و به معشوقم بگویید اگر نتوا نستم در جشن
عروس ات شرکت کنم با بپا کردن عزا به قول خود وفا کردم .
قالب یخی روی مزارم بگذارید تا به جای عزیزانم برایم گریه کند و به روی
مزارم هیچ چیز نگذارید تا بی نام و نشان باشم ...
( خسته در ره عشق )
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 12:49  توسط سعید